السيد محمد حسين الطهراني
36
معاد شناسى (فارسى)
آنها اعتنا نداريد ) بپرهيزيد ! چون براى هر چيزى پى كننده و جويندهاى متناسب با او وجود دارد ؛ آگاه باشيد كه طالب و جويندهء گناهان كوچك شمرده شده ، مينويسد : آنچه را مردم پيش فرستادهاند ، و آثار آنان را نيز مينويسد . و هر چيز را ما در امام مبين احصاء و شمارش ميكنيم . اين راجع به ضبط و ثبت اعمال بود ؛ امّا راجع به خود مقام ولايت كه امام مبين است و جان عالم و روح عالم است در « تفسير برهان » از شيخ در كتاب « مصابيح الانوار » روايتى نقل مىكند كه بسيار شايان دقّت است : دو روايت وارده در كيفيت علم امام رَوَاهُ عَن أَبى ذَرٍّ قالَ كُنْتُ سَائِراً فِى أغْرَاضِ أمِيرِ الْمُؤمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلام إذْ مَرَرْنَا بوَادٍ وَ نَمْلَةٌ كَالسَّيْلِ سَارٍ فذَهَلْتُ مِمَّا رَأيْتُ ، فقُلْتُ : اللهُ أكْبَرُ جَلَّ مُحْصِيه فقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ : لَا تَقُلْ ذَلِكَ يَا أَبَا ذَرًّ ! وَ لَكِنْ قُلْ جَلَّ بَارِيهِ ! فوَ الَّذِى صَوَّرَكَ إنِّى أُحْصِى عَدَدَهُمْ وَ أَعْلَمُ الذَّكَرَ مِنْهُمْ وَ الأُنْثَى بإذْنِ اللهِ عَزّ وَ جَلَّ . « 1 » أبو ذر غفارى ميگويد : من با حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام براى بعضى از مقاصد آن حضرت روانه شديم تا اينكه رسيديم به يك وادى و بيابان وسيعى كه در آن مورچگان مانند سيل روان بودند : از ابّهت و عظمت اين منظره ، و اين درياى مورچه را كه ديدم
--> ( 1 ) « تفسير برهان » طبع سنگى ، ج 2 ، ص 886 طبه سنگى .